الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
218
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) تحقيق اين خبر اين خبر به گوش رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رسيد و او بسيار غمگين شد و اصحابش به دلهره افتادند ؛ لذا آن حضرت سعد بن معاذ و اسيد بن حضير « 1 » را - كه از أوس و هم پيمان بنى قريظه بودند - طلبيد و به آنها فرمود : نزد بنى قريظه برويد و ببينيد كه چه كردهاند ؟ اگر پيمانشكنى كرده بودند ، هنگامى كه برگشتيد هيچ كس را از آن با خبر نكنيد و بگوييد : عضل و القارّه . و اين به خاطر آن بود كه عضل و القارّه دو قبيله از اعراب بودند كه اسلام را پذيرفتند و سپس راه مكر و حيله را در پيش گرفتند ، براى همين اگر كسى راه مكر و حيله را در پيش مىگرفت ، اين ضرب المثل براى وى به كار برده مىشد و گفته مىشد : عضل و القاره . سعد بن معاذ و اسيد بن حضير به كنار در قلعه آمدند . كعب پس از اطلاع به لبهء ديوار قلعه آمد و به سعد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ناسزا گفت ! سعد به وى گفت : تو همانند روباهى هستى كه به لانهاش خزيده است ! و به زودى قريشيان بازمىگردند و آنگاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شما را محاصره خواهد كرد و تو را به خاك مذلّت نشانده و گردنت را خواهد زد ! سپس نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بازگشتند و گفتند : عضل و القاره . پس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : لعنتىها ! يا فرمود : اللّه اكبر ، بشارت بر شما اى مسلمانان . ( 2 ) آشكار شدن نفاق متزلزلان پس از آشكار شدن اين قضيه ، مشكلات زياد شد و ترس و دلهرهء عجيبى مسلمانان را فرا گرفت ، زيرا دشمن از بالا و پايين بر آنها هجوم آورده بود و در اين اوضاع بسيارى از مسلمانان به شك و ترديد افتادند و نفاق بعضى از منافقان آشكار شد ، تا جايى كه معتّب بن قشير از بنى عمرو بن عوف گفت : محمّد به ما وعده مىداد كه به گنجهاى كسرى و قيصر دست مىيابيم ؛ اما حالا بر جان خويش ايمن نيستيم كه به دستشويى برويم ! « 2 » ( 3 ) أوس بن قيظىّ از بنى حارثه گفت : اى رسول خدا ، خانههاى ما در خارج از مدينه واقع شده است و
--> ( 1 ) . واقدى در مغازى ج ( 2 ) ص 458 اسم اين دو نفر را ذكر كرده و سعد بن عباده را هم بدان افزوده است . سپس روايت ديگرى را نقل كرده كه در آن خوّات بن جبير و عبد اللّه بن رواحه هم بدان افزوده شدهاند و سپس گفته است : و روايت اوّلى به نظر ما درستتر است . و دوّمى روايت ابن اسحاق در سيره ، ج 3 ، ص 232 مىباشد . ( 2 ) . با اين وجود ابن هشام نوشته : بعضى از اهل علم گفتهاند : معتّب از منافقان نبوده است ! و استدلال كرده به اين كه او از بدريّون بوده است ! و اين مطلب را واقدى از ابن كعب قرظى روايت كرده است . ( ج 2 ، ص 459 - 460 ) .